آرش کوچولوآرش کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره
دخملیدخملی، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره

جوجه های مامان

مهمون شیطون

1393/10/1 19:52
نویسنده : مامان
216 بازدید
اشتراک گذاری

پسر گلم چهارشنبه شب بیست و شش آذر دوست بابایی و خانومش و پسرش اومدن خونمون.

اسم پسرش بردیاس.دو سال و دو ماهشه.شما یه ماه و خورده ایت بود یه بار دیگم اومدن خونمون.

هر ماه پسرشو میاره اینجا دکتر.مشکل گوارشی داره.

بردیا حسابی شیطونه.خیلی حرص من و باباییو درآورد.

هرچی دستت میدادیم میومد ازت میگرفت.همه اسباب بازیاتو دادیم به اون،یکیشو دادیم دستت،میومد از دستت میکشید.عصبانی

من و بابایی کفرمون درومده بود.خیلی بهونه میگرفت.گیر داده بود بغلت کنه.مامانش هر چی میگفت نمیشه قبول نمیکرد.آخرش گذاشتنت بغلش،همینکه مامانش دستشو ول کرد دو تایی خوردین زمین.البته بردیا خودشو نگه داشت.ولی شما از بغل سرت خورد زمین.

هول شدم سریع اومدم بغلت کردم.خدا رو شکر گریه نکردی.

بابایی بیشتر بغلت میکرد تا بردیا نتونه بیاد سراغت.

چند بار بردیا اسباب بازیو از دستت کشید،دست شما هم کشیده شد،هر لحظه منتظر بودم تعادلتو از دست بدی.

گفتیم با هم عید بریم مسافرت،ولی بابایی دید بردیا اینطوری میکنه پشیمون شد.

روز بعد برگشتن.بابایی اینقد حرصش گرفته بود که تعارفشون نکرد بمونن.

مامانش خیلی عذر خواهی کرد که مزاحممون شدن.

تو خونه کوچیک با آدمایی که خیلی صمیمی نیستی سخت میگذره.دفعه پیش که اومدن خونمون بزرگ بود.

ما هنوز فرصت نکردیم بریم خونشون.

خدا رو شکر شما تو سنی نیستی که وقتی اسباب بازیاتو میگرفت گریه کنی.

هر کاری کردیم از دوتاییتون عکس بگریم نشد.یا بردیا میومد سراغت،یا خودت میرفتی،یا بردیا فرار میکرد.

اینم عکس بردیا.همش زخم رو صورتشو میکند.

پسندها (2)

نظرات (3)

ساسان اس ام اس
15 دی 93 18:16
سلام معلومه نی نی باحالی داری. امیدوارم همیشه سالم باشه. تو انجمن سایتمون مطالب زیادی درباره کودکان و همسرداری داریم. من بهت سر زدم اگه شما هم دوست داشتی به سایت ما سر بزن. ممنون www.SasanSMS.ir کامل ترین آرشیو اس ام اس www.SasanSMS.ir/Forum متفاوت‌ترین انجمن سرگرمی و تفریحی فارسی‌زبانان
مامان بردیا اریایی
16 دی 93 14:06
ای جووونم ارش جون بزرگ شدی به خدمتش برررررررررس حتمأ پسره و هزارتا شیطونی دیگه ولی خیلی بده که همش وسایل دیگرون رو از دستش میگیره
مامان
پاسخ
آره خاله شیطون شدم حسابی. حسابی کفرمون درومده بود.نمیتونستیم بهش تذکرم بدیم.مجبور بودیم آرشو بغل کنیم.طفلی پسرم اذیت شد.
خاله مهديه
17 دی 93 23:12
آخي ..چه پسر شيطوني وااااي بچه ها همينن ديگه كاريشون نميشه كرد شيطونن ..بازم خوبه باباش مراقبش بوده طوريش نشه ..البته بچه توي همين بازيها و دعواهاس كه اجتماعي ميشه شاد باشي عزيزم
مامان
پاسخ
آره کاریش نمیشه کرد.همشون همینطورن.معمولنم با کوچیکتر از خودشونم نمیسازن.